لبخند زندگی
در حال بارگذاری...
Thanks
آرش غمخواری
18 بهمن, 1391

آدمیان به لبخندی که بر لب‌ها می‌نشانند،
به احساس خوبی که بر جا می‌نهند،
و به دردی که از یکدیگر می‌کاهند می‌ارزند…

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
18 بهمن, 1391

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
20 بهمن, 1391

زندگی آن قدر‌ها هم جدی نیست،
بیایید شوخی‌ها را جدی‌تر بگیریم…!

ادامه مطلب

Thanks
سعید
27 دى, 1392

خیلی از آدمها هستند که به شما میگویند :
“نمیتوانید”
کاری که باید انجام دهید این است که برگردید و بگویید :
“حالا تماشا کنید . . . “

ادامه مطلب

Thanks
سعید
23 دى, 1393

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم
بیرون بیمارستان غُلغله بود
چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند
چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند
وارد حیاط بیمارستان که شدیم ، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود ، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا لِه شود
آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند
ما بالاخره نفهمیدیم
بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار؟

ادامه مطلب

Thanks
سعید
5 دى, 1392

سعی کن تو زندگی درخت باشی
که اگه کسی بهت لگد زد!
شکوفه بارونش کنی …

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
28 بهمن, 1391

كاش بودن‌ها را قدر بدانيم؛
به خدا قسم نبودن‌ها همين نزديكی‌هاست…

ادامه مطلب

Thanks
مصطفی ذوالقدر
19 مهر, 1392

آفرین به این مرد که یادش نرفته روزی هم مادرش اونو اینطوری بغل میکرده و بهش غذا میداده. دستان این پسر بوسیدنیست. امیدوارم همه ما قدردان زحمات پدر و مادرمون باشیم.

ادامه مطلب

Thanks
تینا
20 اردیبهشت, 1393

اﻳﻦ ﭘﺪﺭ ﻛﻔﺸﻲ ﺭا ﻃﺮاﺣﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ي ﺁﻥ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺣﺲ ﺭاﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺭا ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻓﻠﺞ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﻫﺪ.
ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺭﻭﺣﻴﻪ و ﺧﻼﻗﻴﺖ

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
4 اسفند, 1391

بعضـی‌ها را هرچه قدر بـخوانی… خسته نمی‌شوی!
بعضـی‌ها را هرچه قدر گوش دهی… عادت نمی‌شوند!
بعضـی‌ها هرچه تکرار شوند… باز بکرند و دست نـخورده!
دیده‌ای؟!
شنیده‌ای؟!
بعضـــی‌ها بی‌نهایتـــــــــــــــند!
مـــــثل مـــــادر…

ادامه مطلب

Thanks
مهر
8 آبان, 1392

تـن تـمـاميـت زيبـايي پيـراهن نـيست
مـهـربـانـي با تـن، مثل يـك جـامـه بهم نـزديـكـند
و اگـر ميـخواهيـم روزهـامـان
همـه با شبـهـامـان
طـرحـي از عـاطـفـه با هـم ريـزنـد
گـاهـگاهـي بـايـد
بـه سـر سـفـرهء دل بـنـشيـنـيم
قـرص نـاني بـخـوريم
از سـر سـفـرهء عــشــق
گـامـهامـان بـايـد
هـمـهء فـاصـله هـا را امـروز
كـوتـاه كنـنـد
و سـر انـگشـت تـفـاهـم هـر روز
نـقب در نـقب دري بـگـشـايـد
دري از عــشــق بـه بـاغ گــل ســرخ
و
بـيـنـديـشـيـم بـر واژهء "دوســـــتـت دارم "

ادامه مطلب

Thanks
سوری
30 تير, 1392

همه‌ی ما هزاران آرزو داریم: لاغرتر شویم، بزرگتر شویم، پول بیشتری داشته باشیم، اتومبیل بهتری سوار شویم، یک روز تعطیل؛ یک گوشی موبایل جدید؛ ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان… ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو دارد و آن اینست که از شر سرطان خلاص شود… به احترام مقام کسانی که از دنیا رفته‌اند و به افتخار عزیزانی که با سرطان میجنگند، بعد خواندن این پست یک دعای در حق این مریضای سرطانی کنیم.
به امید شفای بچه های سرطانی.

ادامه مطلب

Thanks
سعید
5 فروردین, 1393

امید…امید…امید…

ادامه مطلب

Thanks
فروغ
19 شهریور, 1392

به سلامتی هر چی رفیق با مرامه….

ادامه مطلب

Thanks
نگینی
16 مهر, 1392

نام نیکی گر بماند ز آدمی ،
به کز او ماند سرای زر نگار …

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
3 اسفند, 1391

خودت را برای کوتاهی‌ها و خطاهایت ببخش!
آغازی دوباره داشته باش…

ادامه مطلب

Thanks
نگینی
21 خرداد, 1394

روزی
فرزندی خواهم داشت
شبیه خودم
با چشمانی که
همه دنیایش از پشتش دیده می شود
مهربانی را یادش می دهم ؛
اعتماد را ؛
اما یادش می دهم
همه دنیاایش را با مادرش قسمت کند
حتی خطاهایش را …
آن وقت هیچوقت تنها نمی ماند !!!
روزی فرزندی خواهم داشت
شبیه خودم
اما بسیار قوی تر
بسیار بخشنده تر
بسیار مهربان تر …
پ.ن:
عزیزای دلم دیروز منو همسرم بهترین خبر زندگیمونو شنیدیم
اینقدر از شنیدن اینکه به زودی حاصل عشقمون رو در بغل میگیریم ذوق زده ایم که خواستم این شادی رو با تموم شما خاله ها و دایی های عزیزش سهیم شیم.
برای اولین بار میخوام
نه برای خودم اما برای فرزندی که در راه دارم دعا کنین ..

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
11 شهریور, 1394

به یاد وین‌دایر…
او ۳ روز پیش در سن ۷۵ سالگی از میان ما رفت.
عشقم نثار کسی‌ست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد.
به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم.
بین جر و بحث‌های مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم.
در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.
"وین‌دایر"

ادامه مطلب

Thanks
آرش غمخواری
4 خرداد, 1392

پدرم تنها کسی است که باعث میشه بفهمم
فرشته‌ها هم می‌توانند مرد باشند!

ادامه مطلب

Thanks
تی تی
9 بهمن, 1393

نه ماه انتظار
و یک عمر نگرانی
حس آزاد دخترانه را
به مهر مادری دادن
بزرگترین ایثار یک زن است …!
امروز فهمیدم دارم مامان میشم خواستم شما دوستای لبخندیم رو هم تو این شادیم شریک کنم…

ادامه مطلب

درحال بارگذاری ادامه لیست...