لبخند زندگی
در حال بارگذاری...
روز خود را با لبخند شروع کنید ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی می‌برد و چنان کیفی می‌کند که اگر می‌توانست چیزی بگوید، حداقلش یک "آخیش" یا "به‌به" بود! حالا من ایستاده‌ام توی صف ساندویچی،‌ فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به‌به برگردم سر کارم. نوبتم که می‌شود فروشنده با لبخندی که صورتش را دوست‌داشتنی کرده سفارش غذا را می‌گیرد و بدون آن که قبضی دستم بدهد می‌رود سراغ نفر بعدی. می‌ایستم کنار، زیر سایهء یک درخت و به جمعیتی که جلوی این اغذیه فروشی کوچک جمع شده‌اند نگاه می‌کنم، که آیا اینها هم مثل من فقط برای سیر شدن آمده‌اند یا واقعا از خوردن یک ساندویچ معمولی لذت می‌برند. آقای فروشندهء خندان صدایم می‌کنم و غذایم را می‌دهد، بدون آن که حرفی از پول بزند. با عجله غذا را، سرپا و زیر همان درخت، می‌خورم. انگار که قرار است برگردم شرکت و شاتل هوا کنم، انگار که اگر چند دقیقه دیر برسم کل پروژه‌های این مملکت از خواب بیدار و بعدش به اغما می‌روند. می‌روم روبروی آقای فروشندهء خندان که در آن شلوغی فهرست غذا به همراه اضافاتی که خورده‌ام را به خاطر سپرده است. می‌شود ٧٢٠٠ تومان. یک ١٠ هزار تومانی می‌دهم و منتظر باقی پولم می‌شوم. ٣٠٠٠ هزار تومان بر می‌گرداند. می‌گویم: "٢٠٠ تومانی ندارم." می‌گوید: "اندازهء ٢٠٠ تومان لبخند بزن!!" خنده‌ام می‌گیرد. خنده‌اش می‌گیرد و می‌گوید: "این که بیشتر شد. حالا من ١٠٠ به شما بدهکارم!" تشکر و خداحافظی می‌کنم و موقع رفتن با او دست می‌دهم. انگار هنوز هم از این آدم‌ها پیدا می‌شوند، آدم‌هایی که هنوز معتقدند لبخند زدن زیبا و لبخند گرفتن ارزشمند است. لبخند زنان دستانم را می‌کنم توی جیبم و آهسته به سمت شرکت بر می‌گردم و توی راه بازگشت آرام زیر لب می‌گویم: آخیش! به‌به!
135 |13 |22 آذر, 1391
  • khaTere 23 آذر, 1391

    meSle hamishe aliiiiiii bud
    badanam mor mor shod b ghadriziba bud پاسخ به این دیدگاه

  • sanaz 23 آذر, 1391

    با اینکه قبلا خونده بودم ولی بازم برام جالب بود و تازگی داشت.ممنون [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • nasserbaradar 23 آذر, 1391

    زیبا بود. ممنون. پاسخ به این دیدگاه

  • پریماه 26 آذر, 1391

    سلام به همه منم به وجد اومدم با خوندن این مطالب ممنون [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • فاطمه 27 آذر, 1391

    خیلی خوب بود.موفق باشی پاسخ به این دیدگاه

  • طیبه 3 دى, 1391

    سلام خسته نباشید
    در مورد متن بالای صفحه
    فکر میکنم ملامت درست باشه نه ملالت
    با تشکر
    موفق باشید [گل] پاسخ به این دیدگاه

    • آرش غمخواری 3 دى, 1391

      سلام، ممنونم...
      بله، کاملا حق با شماست، ممنون از دقت و توجه‌تون... حتما اصلاح خواهد شد. [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • HassaN 4 دى, 1391

    مرسی از نظرات
    امیدوارم پست های بعدی هم بهتر و مفید تر واقع شود . [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • tabassom 11 دى, 1391

    [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • حمید 9 اردیبهشت, 1392

    سلام خوب بود مرررسی پاسخ به این دیدگاه

  • raha 22 اردیبهشت, 1392

    خیلی عالی بود ممنون از مطالب زیباتون... پاسخ به این دیدگاه

  • نسرین 24 اردیبهشت, 1392

    فوق العاده بود. بعضی وقتها یک لبخند میلیاردها می ارزه چرا که باعث از بین رفتن یک نقطه منفی توی زندگیمون میشه که اگه این لبخندها ادامه پیدا کنه دیگه هیچ مریضی روی زمین پیدا نمیشه [گل] [گل] [گل] [خنده] پاسخ به این دیدگاه

  • زیبا 17 بهمن, 1392

    [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] [لبخند] اینم لبخندای من. چقد شد؟ پاسخ به این دیدگاه

  • ارسال
گردآورنده:

HassaN

لبخند زندگی مشتاقانه پذیرای نویسندگان مثبت‌اندیش است.

دسته‌بندی: