لبخند زندگی
در حال بارگذاری...

نبینم جز به زیباییچه نوری در درون سینه، مهمان است چه روشن می‌شود این دل، بر این مهمانِ صاحب خانه‌ی زیبا

تو باور می‌کنی گاهی به یک بارش، ز باران بهاری این دلم پر می‌کشد تا ابر دلم گاهی همین نزدیک حتی در هیاهوی غریب شهر به آواز حزین کودکی در کوچه می‌گیرد و می‌بخشد گُلی تا خنده‌ای را بر لبان بسته بنشاند که می‌دانم اگر دستی بگیرم دست او، در دست می‌گیرم

تو می‌دانی که عاشق می‌شوم گاهی به ناز غنچه‌ای در باغ دلم تابی میان بازوان نور می‌بندد تبسم می‌خرم از دوره گردی با سلامی پاک شبی تا صبح می‌دوزم لباس کهنه یک قاصدک را تا بگردد باز دور کوچه‌ها با این پیام خالق هستی، شما را مردمان، بادا بشارت عشق با پرجاست

تو باور می‌کنی وقتی که می‌بوسم دو دست مادرم را می‌روم تا مشق‌های کودکی آنگه، دوباره کوکب و تصمیم کبری در دو چشم بسته‌ام با قطره اشکی می‌شود پیدا تو باور می‌کنی دیشب میان کهکهشان راه شیری راه می‌رفتم و دیدم دب اکبر را سلامی کرده، من چیدم کمی از خوشه زیبای پروین را جواب چشمک آهسته دادم من سلام دب اصغر را

تو باور کن، آری هنوزم آرزوی کودکی را خواب می‌بینم هنوزم یاکریمی می‌زند بر شیشه این خاطراتم تا بریزم خرده نانی گوشه ایوان تا فراموشم نگردد، آب می‌خواهد و می‌دانم که روزی یک نفر با اسب می‌آید هنوزم از قفس، از بند، بیزارم و آواز قناری در قفس را، شکوه از صیاد می‌دانم و مرگ ماهی سرخی درون تُنگ تنهایی هنوزم می‌پراند خواب از چشمم

چه شرمی دارد این طعمه، که بر قلاب می‌بندیم فریب ماهی و صیدی که آغازش نوید بخششی دارد تو باور می‌کنی وقتی که یاد قصه‌های کودکی شب‌های زیبای زمستان باز می‌افتم دو چشم خسته‌ام تا صبح در یاد کلاغ خسته‌ای بیدار می‌ماند و زیر لب دعایش می‌کنم، شاید بیابد خانه خود را

تو باور می‌کنی، باور ندارم، باوری جز عشق پا برجاست بگوید هر که، هر چیزی بجز از عشق، نازیباست

سلام ای نور زیبا خالق و پرودگار هر چه زیبایی خداوندا هر آن سینه که تاریک است، با نوری تو روشن کن بتابان روشنای عشق را بر ظلمت قلبی که افسرده‌ست که می‌دانم خدا در قلب عاشق نور می‌کارد و بذر نور را حاصل چه باشد مهربان، جز نور

تو باور کن اگر روشن شوی با نور او دیگر به چشم دل نخواهی دید، جز او را مخوان مخلوق خالق را تو نازیبا

هلا ای عاشق خوبی تمام جلوه هستی بسان خالق زیبای خود زیباســـــــــت...

66 |19 |28 شهریور, 1391
  • سمانه 28 شهریور, 1391

    قشنگ بود مرسی پاسخ به این دیدگاه

  • ترنم 28 شهریور, 1391

    سلام ، روز زیبای تان به خیر [لبخند]
    از ترانه پر ترانه تان سپاس بیکران.
    [گل] [گل] [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • لطیفه 29 شهریور, 1391

    سلام سمانه و ترنم عزیزم...
    ممنون ....نظر لطفتونه....زیبا ترین را برایتان آرزو دارم [لبخند] [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • hajar 29 شهریور, 1391

    سلام عزیزم [لبخند]
    خسته نباشی [خنده]
    ممنون برای این متن زیبا [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]
    خیلی عالی بود [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • لطیفه 29 شهریور, 1391

    خواهش می کنم دوستِ عزیزم...
    زیبایی از خودته [لبخند]
    [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • جمشیدی 5 مهر, 1391

    عالی بود خیلی حال کردم با هاش. دمه شما و نویسندش گرررررررررم.
    چقدر ناز بود : چه شرمی دارد این طعمه که بر قلاب می بندیم فریب ماهی و صیدی که آغازش نوید بخششی دارد. عالی عالی عالی ممنون پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 5 مهر, 1391

      سلام دوستِ عزیز
      بله واقعا نویسنده ی فوق العاده ای هستن و تو همه ی شعرها و نوشته هاشون عطر خدا و زیبایی و آرامش موج میزنه....
      ممنونم [لبخند] نظر لطفتونه جمشید عزیز [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • susan 29 آبان, 1391

    شعرهای آقا کیوان را خیلی دوست دارم خصوصا شعر روی تصویر:
    دلم گرم خداوندی است که با دستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد
    دلم گرم است می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم ... [گل] [گل]
    برایت من خدا را آرزو دارم.
    مرسی لطیفه جان [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • لطیفه 29 آبان, 1391

    خواهش میکنم دوست عزیز
    بله تمام شعر های ایشون فوق العاده ست... [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • nasserbaradar 28 آذر, 1391

    سلام. خیلی، خیلی، خیلی زیبا بود. ممنون. پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 29 آذر, 1391

      خواهش می کنم دوست عزیز....
      ممنون [لبخند] [گل] پاسخ به این دیدگاه

  • نگین 25 دى, 1391

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…» [گل] پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 25 دى, 1391

      [لبخند] .... پاسخ به این دیدگاه

  • sara 14 اسفند, 1391

    عاللللللللللللللللللللی بود خیلی زیبا ست.ممنون لطیفه جون [گل] [گل] پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 16 فروردین, 1392

      خواهش میکنم سارای عزیزم [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • محمدباقر 8 فروردین, 1392

    سلام بر شما خیلی زیبا وجالب بود دلمون را بردی به بچگیمون ممنون پاینده باشید پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 16 فروردین, 1392

      ممنون دوستِ عزیز
      خوشحالم که خوشتون اومد
      سلامت باشید و سرزنده و شاداب [گل] [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • maryamm 4 مهر, 1392

    [گل] [گل] [گل] [گل] پاسخ به این دیدگاه

    • لطیفه 7 مهر, 1392

      [لبخند] [گل] [لبخند] [گل] [لبخند] [گل] [لبخند] [گل] [لبخند] پاسخ به این دیدگاه

  • ارسال
نویسنده:

گردآورنده:

لطیفه

منبع:

http://k1shahbodagh.blogfa.com

لبخند زندگی مشتاقانه پذیرای نویسندگان مثبت‌اندیش است.

دسته‌بندی: